26اردیبهشت

خرید بک لینک

هوا به طرز عجیبی خاطره انگیزه ...اینکه کولر خونه رو وصل کردیم و وقتی روشنه فقز صدای کولر میاد من و میبره به بچگیم به وقتی که کوچیک بودم و کولرمونو وصل میکردیم اتاق بالا اتاق پایین کوچمون امتحانای مدرسه ام ، اینکه میگن زمان زود میگدره خیلی چیز ترسناکیه دیروز سریال روز حسرت تی وی میداد و بهاره میگفت ماله 12 سال پیشه واقعا حیرت اوره ....اینکه الان دو سال تموم شده ازدواج ککردم یکسال یکی دوماهه خونه خودمم فکر میکنم همه چی رو دور تنده ....من اقدام کردم برای بچه دارشدن و موفق نبود....مگه میشه اصلا توقع نداشتم که موفق نشه فکر میکردم سریع اوکی میشه و بچه دار میشم ...(من واقعا تصمیم به بچه دار شدن دارم؟؟ اره دارم من زن خونه ام از عالم بچگی درومدم دیگه مهمونا میرن میدونم باید یک سری غذاهارو بزارم یخچال شاید مسئولیت پذیر شدم ....چون سعید واقعا پدر خوبی میشه و من ذوق پدر شدنشو دارم یا یچه میخوام چون خودمم دوست دارم مادر شم (نمیخوام شِر بنویسم) ولی فکر میکنم خوبه بچه و من هم پایه ام نا امید یا ناراحت نیستم .... مطمعنن میشه ولی کی و چجورو نمیدونم

یک ماه دیگه دقیقا امتحانای دانشگاهمه ومن 3 تا از ارائه هامو دادم 2 تا دیگه مونده و کلی خوندی که دستم بیاد چی به چیه...از امروز شروع میکنم

سعید : این ماهم باز دعوا داشتیم ولی در کل خوبیم باهام و من عاشقانه دوسش دارم این هفته بیشتر تهران بود

خونمو خیلی دوست دارم زیباترین و بزرگ ترین خونه ایه که داشتم

امروز دهم ماه رمضانه و من همرو تا الان به لطف خدا گرفتم /سه شنبه هم ابی کلانتر و جواد اینا اینجا بودن باید برنامه ریزی کنم چون این هفته مهمون دارم و باید درس و ارائمو اوکی کنم....تاریخ و گم کردم همش سرم تو تقویمه

اسفند...

ما را در سایت اسفند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 231 تاريخ: جمعه 7 تير 1398 ساعت: 12:48

صفحه بندی