مرداد

خرید بک لینک

فکر میکنم دچار یه سندرم یا یک افسرگی خفیف یا یه چیزی شبیه اینا شدم دیشب رفتیم پیش دکتر معتمدو دلدردامو بهش گفتم و گفت میتونه این دردات روحی باشه ، خیلی راحت منو فهکید باورم نمیشه کسایی هستن که تورو راحت بفهمن برعکس سعید که هرچی من براش توضیح بدم بازحرف خودشو میزنه و مسخره میکنه و انتظار نداره که من اینجوری باشم

اگه بخوام ریشه این درد این ماهمو بگم شاید از بغض کردنم تو هفته پیش بود که سعید وسیله برای ژ خرید و من هنگ موندم و اعتراض نکردم خیلی تو دلم موند هیمین محبت کردناش به بچها من و رو بچه حساس کرده مخصوصا این ماه که فکر میکردم صد در صد باردارم و تقریبا گفته بودم به همه بقول بهاره نباید به مینا میگفتم ...نمیدونم دیگه کاریه که شده

بهم ریخته بودم نمیتونستم خودمو جمع کنم تازه کاردارم کارای تحقیقی که توشون خوب نیستم ....

بازم خداروشکر

اسفند...

ما را در سایت اسفند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:23

صفحه بندی