عقد برادرشوهر و وکیل ۱۵تیر بود و من لباسی که عقد خواهرشوپوشیده بودمو پوشیدم!هم پول داشتم هم وقت ولی حال کرده بودم اینکارو کنم چون نگاه خیلی از فامیلا بمنه خب ازم یاد بگیرن دست بردارن از یکبار لباس و جایی و پوشیدن! وضع مالیم خداروشکر اوکیه ولی اما از خونه که هرچی توش کار میکنم اون تمیزی که میخوامو نداره هیچ جا مثل دسته گل نیس و ریزش مویی که همه جا هست همه جااااااو کلی مطلب که باید یاد بگیرم برای کارم/هنوز هل میشم / سعید لاغرتر شده/خونه مامانم دوست ندارم برم /غذا از چشمم افتاده نمیدونم برای شامم چی درست کنم میل به چیزی ندارم /پریود شدم دیشب و بسیار عصبیم سعید اونجوری که دوست دارم ازم مراقبت نمیکنه و من تو این دوران مثل یه نوزاد وابسته ام
از خانوادم فراریم دوست ندارم ببینمشون حتی بهشون فکر کنم
خدایا کمکم کن که این روزا هیچی و نمیشناسم
اسفند...ما را در سایت اسفند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 51